علوم سیاسی
(١)
چكيده پايان نامه ها -
١ ص
(٢)
دين و دانش سياسى -
٢ ص
(٣)
خلاصه مقالات -
٣ ص
(٤)
ملخص المقالات -
٤ ص
(٥)
Abstracts -
٥ ص
(٦)
تاريخ اقتصاد سياسى ايران - امجد محمد
٦ ص
(٧)
عقل و رابطه آن با دين و عرفان1 - احمدی احمد
٧ ص
(٨)
مبانى انديشه سياسى در آيات مكى قرآن - تيجانى عبدالقادر حامد
٨ ص
(٩)
زوال دولت در فلسفه سياسى فارابى - مهاجرنيا محسن
٩ ص
(١٠)
وفاق اجتماعى و توسعه در جمهورى اسلامى ايران - موثقى سيد احمد
١٠ ص
(١١)
انتفاضه مسجد الاقصى ؛ دلايل و پيامدها - حاجى يوسفى امير محمد
١١ ص
(١٢)
اركان علم مدنى در ديدگاه فارابى - صدرا على رضا
١٢ ص
(١٣)
نگاهى به كتاب انديشه هاى سياسى در اسلام و ايران - لک زايى نجف
١٣ ص
(١٤)
رويكرد گفت و گوى تمدن ها - متقي ابراهيم
١٤ ص
(١٥)
حقوق سياسى مردم در انديشه محقق نائينى - شريعتمدار جزائرى سيد نور الدين
١٥ ص
(١٦)
گزيده رساله الفت نامه فيض كاشانى - خالقى على
١٦ ص
(١٧)
انديشه سياسى كشفى در بوته نقد - پزشکى محمد
١٧ ص
(١٨)
فرهنگ سازى در نهج البلاغه - ماندگار محمدمهدى
١٨ ص

علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - دين و دانش سياسى

دين و دانش سياسى


سرمقاله

حوزه علميه به عنوان نهادى كه متكفل معارف دينى است, با معارف سياسى چه نسبتى دارد؟ در پاسخ به پرسش مذكور و كندوكاو درباره آن, اين مفروض بنيادين مورد توجه نگارنده است كه اقبال و ادبار حوزه هاى علميه به هر شاخه از دانش, درگرو مقدار و ميزان ارتباط آن رشته از دانش با امور مورد توجه دين مبين اسلام است. بنابراين, گفت وگو پيرامون سوال مطرح شده در آغاز اين بحث ,وقتى دقيق تر خواهد بود كه درباره مفهوم دين و ترسيم محتوا و اجزاى آن اندكى درنگ كنيم.
معلم ثانى, حكيم ابونصر فارابى هنگامى كه در رساله المله رابطه دين و سياست را مورد تإمل قرار مى دهد, دين را چنين تعريف مى كند:
مله (دين و آيين) عبارت است از آرا و افعال وضع شده مقيد به شرايط كه رئيس اول براى جمع وضع مى كند و هدف او اين است كه به مدد بهره گيرى مردمان از دين, به غرضى كه در مورد آنها دارد, نائل شود و يا به كمك آنان, به غرض مشخص برسد ... رئيس (اول) اگر فاضل باشد و رياستش هم فاضله باشد, در تقدير و ترسيم دين, خواهان آن است كه هم خود و هم همه كسانى كه تحت رياستش هستند, به سعادت قصوى كه سعادت حقيقى است برساند. چنين دين و آيينى لازم است فاضله باشد. و اما اگر رياست آن رئيس, جاهلانه باشد, غرض او از وضع و ترسيم آن دين, اين است كه به واسطه آن جمع, به خيرى از خيرات جاهلى نايل شود كه آن خير, يا خير ضرورى است كه عبارت از تندرستى و سلامتى است و يا ثروت و يسار است و يا لذت و كرامت و جلالت و يا غلبه است.(١)
آنچه در تعريف فارابى از دين قابل توجه مى باشد, اين نكته است كه همه جوامع داراى دين هستند و تفاوت تنها در نوع دين و يا به عبارت ديگر آرا و افعال آنان است. ممكن است دين, ريشه و جهت الهى داشته باشد, كه در اين صورت, فاضله خواهد بود و ممكن است دين الهى تحريف شده باشد يا اين كه اصلا الهى نباشد كه بر حسب اغراض و اهدافى كه از وضع آن آرا و افعال بوده, نام جاهله, فاسقه يا ضاله به خود مى گيرد.
دين اسلام داراى سه دسته از عناصر است:
١. آراى نظرى: مقصود, آرا و انديشه هايى است پيرامون آن دسته از واقعيت ها كه از حوزه تصرف و اراده انسانى خارج هستند. خداشناسى, فرشته شناسى, هستى شناسى, انسان شناسى,راهنماشناسى و آخرت شناسى, از اهم موضوعات اين بخش از دين اسلام است.
٢. آراى ارادى: مقصود از آراى ارادى, ديدگاه ها و انديشه هايى است پيرامون آنچه انسان بايد انجام دهد و يا نبايد انجام دهد. بايدها و نبايدهاى دين در عرصه زندگى اجتماعى, در همين بخش قرار مى گيرد. بخشى از اين بايد و نبايدها, همان هايى است كه امروزه در علوم سياسى مورد تإمل و كنكاش قرار مى گيرد. آنچه در حوزه نظام سياسى مطلوب محل بحث است, از موضوعات اساسى مورد توجه دين اسلام نيز مى باشد. مسإله مهم آن است كه آراى ارادى بر آراى نظرى مبتنى است و هر موضعى كه انسان در باب آراى نظرى اتخاذ كند, تإثيرى مستقيم در موضع گيرى وى نسبت به آراى ارادى نيز خواهد داشت.
٣. حوزه افعال: در دين اسلام تمام رفتارها در جهتى تنظيم شده است كه انسان را در رسيدن به سعادت قصوى يارى نمايد. عبادت خداوند, اطاعت از دستورات و فرامين الهى, اطاعت از فرمان روايان فاضل و روساى نيكو و نيز عدم اطاعت از فرمان روايان فرومايه, از جمله مهم ترين رفتارهايى است كه در دين اسلام از مكلفين خواسته شده است.(٢)
با توجه به آنچه آمد, مى توان گفت تمامى علوم اجتماعى و از جمله علوم سياسى مسبوق و مصبوغ به آراى نظرى هستند. همچنين بسته به علايق افراد, نوع دانش توليد شده توسط آنها نيز متفاوت خواهد بود. در واقع, توليد دانش, بدون توجه به آراى نظرى مفروض, امرى است كه اگر ممتنع نباشد, لااقل دشوار است. تإكيد بر دخالت ارزش ها در توليد دانش و از جمله تقسيم دانش ها بر اساس علايق دانشمندان, از سوىمتفكران مختلف از جمله هابرماس, مويد همين ادعاست. وى معتقد بود كه اگر هدف انسان سلطه بر طبيعت باشد, علوم تجربى راهگشا ست; اگر هدف, فهم متن باشد, علوم تإويلى بر صدر مى نشيند; و اگر هدف, رهايى باشد, علوم انتقادى چاره ساز خواهد بود. روشن است كه به اين ترتيب, هر يك از دانش هاى مورد نظر هابرماس, حكمت نظرى ويژه خود را دارد.
از منظر متفكران مسلمان و از جمله فارابى, رابطه وثيقى ميان آراى نظرى, آراى ارادى و افعال انسان وجود دارد. بنابراين, اهداف و غايات انسان ها از تشكيل نظام سياسى, هر چه باشد, دانش سياسى ويژه آن بايد توليد شود; در غير اين صورت, هدف مورد نظر تحقق نخواهد يافت. اگر به دنبال سعادت حقيقى; يعنى تقرب به خدا و كسب رضايت الهى باشيم, علم سياست فاضله به كار ما مىآيد; و اگر در پى سعادت پندارى باشيم, با توجه به نوع سعادت پندارى كه ممكن است ثروت, لذت, كسب پرستيژ, آزادى, سلطه و تركيبى از اينها باشد, دانش سياسى خاصى به ميدان مىآيد.
دقت در محتواى دين اسلام نشان مى دهد كه تمامى عناصر لازم براى زندگى اجتماعى و سياسى و در نتيجه, تمامى چارچوب هاى لازم براى توليد دانش سياسى فاضله كه در خدمت نظام اسلامى باشد, در آن وجود دارد. تاريخ علوم اسلامى نيز گواهى بر اين مطلب است كه عالمان مسلمان در شاخه هاى مختلف علوم اسلامى, به امر سياست نيز پرداخته اند. متكلمان درباره رهبرى جامعه به تفصيل سخن گفته و مى گويند. فيلسوفان مسلمان, علم مدنى و وظيفه مهم آن, يعنى سعادت شناسى را مورد بحث و بررسى قرار داده اند. و فقها درباره نظام هاى سياسى مطلوب و نامطلوب و وظايف مكلفان در قبال هر يك, به تفصيل بحث كرده اند. و نيز عرفا از ويژگى هاى انسان كامل و مراحل مختلف سير به سوى خدا, گفت و گو نموده اند.
اكنون كه به فضل و عنايت خداوند متعال, نظام اسلامى در ايران مستقر شده است, بر حوزه هاى علميه است كه تإمل درباره ((زندگى سياسى)) را جدى گرفته و دانش سياسى اسلامى را به ايران, جهان اسلام و بلكه همه جهان عرضه نمايند. مقام معظم رهبرى در همين باره فرموده اند:
امروز اگر حق را مى خواستيم رعايت كنيم, بايد اين گونه مى بود كه در زمينه همه علومى كه مى تواند اندك ربطى به مسايل دينى داشته باشد, حوزه, حرف به روز و برترين را داشته باشد.(٣)
ارتقا و پيشرفت كشور بدون توليد دانش هاى بومى و اسلامى ممكن نيست. و توانايى نيز بدون دانايى ممكن نيست. مقام معظم رهبرى در اين باره چنين سفارش نموده اند:
علم, وسيله اقتدار است. بايد علم را به دست آورد; چاره يى نداريم... اگر بخواهيد كشور در آينده, پيشرفت و ارتقا پيدا كند, بايد علم داشته باشد; آن هم علمى كه بجوشد. چشمه علم لازم است, نه استخر علم! بايد بجوشيد... هيچ كس هم نمى تواند ادعا كند كه علم همانى است كه غربى ها به دست آورده اند و درعلم بسته شد! ... برادران و خواهران عزيز, برنامه ريزى كنيد, كارى كنيد كه بيست سال ديگر در اين كشور, اگر كسى استعداد علمى داشت, بتواند سرى در مجموعه علمى جهان بلند كند; تا كشور ايران بتواند در ميان مجموعه ها و جوامعى در دنيا كه از اين لحاظ, صاحب قضيه هستند, يكى از اصحاب قضيه باشد. الان اين طور نيست! حتى در علومى كه ريشه دار و سابقه داريم, حتى در علم اخلاق هم آنها بيش تر از ما كتاب نوشته و تحقيق دارند!(٤)
انتشار فصلنامه علوم سياسى, گامى است در جهت پركردن خلإ مذكور در حوزه دانش سياسى و تلاش خواهد كرد تا به تإمل درباره زندگى سياسى از منظر: قرآن مجيد, احاديث و سيره معصومين ـ عليهم السلام ـ فقها, فلاسفه, عرفا, متكلمان, مفسران و... بپردازد. بى ترديد اين امر بزرگ بدون يارى و همراهى فرهيختگان و فرزانگان آشنا به دين و سياست امكان پذير نخواهد بود. از خداوند مى خواهيم كه توفيق حركت در مسير حق و حقيقت و مصونيت از خطا و لغزش را نصيب ما بفرمايد.سردبير
 
پى نوشت ها: ١ ـ ابونصر فارابى, كتاب المله و نصوص اخرى, تحقيق: محسن مهدى, (بيروت: دارالمشرق, ١٩٨٦). رساله المله توسط محسن مهاجرنيا به فارسى ترجمه شد و پيش از اين در شماره ٦ فصلنامه علوم سياسى منتشر شده است. ترجمه مورد استفاده, از مإخذ اخير, ص ٢٩٤ بوده است. ٢ ـ همان. ٣ ـ دانشگاه اسلامى و رسالت دانشجوى مسلمان, (مجموعه بيانات مقام معظم رهبرى پيرامون دانشگاه و دانشجو در سال ١٣٧٦), معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامى, ١٣٧٧, ص ٢٤. ٤ ـ همان, ص ١١٤ ـ ١١٥.